الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
222
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
فرامىداده است و فقهى كه مردم از او فرامىگرفتند احاديثى بوده كه مسئله به مسئله ، از حضرت بقية اللّه سؤال شده است . مازندرانى ، در آن جزيره دو ركعت نماز جمعه را به اقتداى با سيد شمس الدّين محمد عالم به جاى آورده و پس از اتمام نماز به وى گفته : مولانا از قرائن ظاهرى به دست مىآيد كه شما نماز جمعه را واجب مىدانيد ؟ در پاسخ گفت : آرى براى آنكه شرايط وجوب آن حاصل است و به همين مناسبت بجاى آوردن نماز جمعه واجب مىباشد . با خود گفتم ممكن است امام ، حاضر بوده باشد . در هنگامى ديگر از وى پرسيدم آيا امام حاضر است ؟ در پاسخ گفت : نه ، از وى پرسيدم آيا امام را ديدهاى ؟ در پاسخ گفت : من امام عليه السّلام را نديدهام و ليكن پدرم به عزّ حضور آن حضرت نايل گرديده است . و حديث را ادامه داده تا آنجا كه گفته است : احاديث بسيارى از سيد شمس الدّين نقل كردهام و همگى آنها را در مجلدى گرد آوردهام و بهجز از مؤمنانى كه از نظر من عزيز بودهاند ديگران از آن كتاب خبردار نبودهاند و آن كتاب را به نام الفوائد الشمسية ناميدهام « * » . شيخ زين الدّين در تعقيب آنچه ايراد كرده اظهار مىدارد : هيچيك از علماى شيعه اماميه را در نزد ايشان نديدم « * * » . تا به آخر آنچه ذيل ترجمه شيخ جعفر بن اسماعيل حلّى يادآورى كرديم « * * * » . پس از اين اظهار داشته است : سيد شمس الدّين نماز ظهر و عصر را با فاصله بجاى مىآورده از وى پرسيدم : آيا فاصلهاى كه ميان نماز ظهر و عصر قرار مىدهيد به دستور
--> ( * ) حكايت جزيره خضرا در بحار الانوار ، ج 52 ، ص 159 ذكر شده است و مسائلى كه از سيد شمس الدّين سؤال كرده متجاوز از نود مسئله بوده است . در پاورقى همان كتاب قصه مزبور را خيالى فرض كرده و همچنين پارهاى از نظرها را در پاورقيهاى ديگر ذكر كرده است كه العهدة عليه - م . ( * * ) در بحار ، ج 52 ، ص 174 مضمون فوق را چنين يادآورى كرده است در آنجا به غير از پنج تن از علماى شيعه كه سيد مرتضى و شيخ طوسى و كلينى و ابن بابويه و محقق حلّى باشند از ديگران نامى به ميان نمىآمد - م . ( * * * ) ترجمه شيخ جعفر حلى جزء مجلداتى بوده كه مفقود شده است - م .